نام: سوسن طاقدیس

تاریخ تولد : 1338
محل تولد : شیراز
.................................
سوسن طاقدیس نویسنده كودك است .
نویسندگی را با ادبیات بزرگسال شروع كرد ، اما همكار شدن با وحید نیكخواه آزاد و پیشنهاد داریوش نوروزی ، مصطفی رحماندوست ، شكوه قاسم نیا و ... به وی باعث شد تا نوشتن برای كودكان را جدی بگیرد و برای این گروه سنی بنویسد. 

حاصل سالهای نویسندگی طاقدیس، كتابهایی است كه تعدادی از آنها عبارتند از : 
* جوراب سوراخ
* قدم یازدهم
* شما یك دماغ زرد ندیدید
* ماه خالش را از كجا آورده
* دستها از خاك می رویند
* زنده زیرخاك
* دختر كوچولو 
* تو هم آن سرخی را می‌بینی
* زرافه من آبی است 
*  بزغاله‌های سبز 
*  پشت آن دیوار آبی 
*  هزار سال نگاه
* یكی بود 
* دخترك و فرشته‌اش


وی همكاری با تلویزیون و نشریات كودك و نوجوان از دیگر فعالیتهای این نویسنده معاصر است.

.................................
افتخارات :
* لوح تقدیر دانشگاه الزهرا برای مجموعه فعالیتهای هنری
* لوح سپاس مركز امور مشاركت زنان ریاست جمهوری/ سال 1379
* جایزه پروین اعتصامی برای كتاب " شما یك دماغ زرد ندیدید " /سال 1384
* جایزه كتاب سال جمهوری اسلامی برای كتاب " قدم یازدهم " /سال 1384
و ... 

.................................
گفتگو با سوسن طاقدیس :
چرا می نویسید و چگونه نوشتن را شروع كردید؟

** نوشتن همه وجود من است، همه من است. من یعنی نوشتن. عاشقانه این موهبت خدایی را دوست دارم. عمیقاً معتقدم خداوند مرا برای این كار آفریده است.
خیلی بچه بودم كه قصه گفتن را شروع كردم. حتی بیش از آن كه نوشتن و خواندن بدانم، بچه های دیگر را دور خودم جمع می كردم و به قول مادرم معركه می گرفتم و از دیدن صورتهای مبهوت و پر از لذت شان لذت می بردم و بعدها در مدرسه زنگ انشا، زنگ بهشتی مدرسه بود و ریاضیات زنگ جهنمی.
در هفده سالگی اولین كارهایم در كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان مورد توجه قرار گرفت. 
در نوزده سالگی و همزمان با انقلاب در تلویزیون شیراز نویسنده، كارگردان، قصه گو و عروسك گردان برنامه ای بودم كه خودم طراحی كرده بودم.
در 21 سالگی از طرف تلویزیون تهران (شبكه 1) به كار دعوت شدم و با آمدن به تهران هفت در بهشت نویسندگی بر رویم گشوده شد. همه جا و هر جا كه برای كودك كاری انجام می شد كار می كردم، و كار می كنم تا امروز. 

مهمترین هدف شما از نوشتن چیست و اصولاً ادبیات كودك قرار است چه كاری برای كودكان انجام بدهد؟
** من حال ضحاك مار به دوش را خیلی خوب درك می كنم. چون هراس نوشتن همچون مار و یا اژدهایی بر سر من است كه اگر ننویسم، مغز خودم را می بلعد! اگر ننویسم در وهله اول حس می كنم نابود شده ام. ولی از خودم مهمتر، كودكان پاك و بیگناه و تنهای سرزمینم هستند كه حس می كنم همیشه با چشمهای منتظر، من را می نگرند و از همه سو صدایم می كنند.
و از آنها مهمتر... آن كه احساس می كنم آفریدگار من، مرا برای این آفریده و این وظیفه ای است كه برعهده ام نهاده شده و با كمال میل پذیرفته ام و اگر یك روز یا حتی یك ساعت وقت خود را تلف كنم، دچار احساسی تلخ و دردناك می شوم. نمی توانم خودم را ببخشم كه ننوشته ام. احساس می كنم در نهایت، زنده بودن من هدفی است كه باید به آن برسم. 

اصولاً ادبیات قرار است چه نقشی در زندگی كودك ایفا كند؟
** چشم دلش را بگشاید. فقط همین! 

آیا نقد توانسته است در پیشرفت ادبیات كودك نقشی داشته باشد؟ این را از آن جهت پرسیدم چون شما بر چندین كتاب نقدهایی نوشته اید.
** ما انسانها هرچه داریم نه فقط در حوزه ادبیات كودك و نه فقط در هنر، بلكه در هر زمینه ای. از نقد است.
البته، قطعاً منظور شما از نقد، آن دسته از مطالبی است كه چاپ شده اند؛ ولی ما نقد درست تر و زیباتر و مؤثرتری هم داشته ایم. منظورم جلسات نقد و بررسی، قبل از چاپ آثار است.
سالها پیش ما چند نفر بودیم و می دانستیم كه می توانیم بنویسیم، ولی چگونگی اش را نه... دور هم جمع می شدیم، كارهایمان را برای هم می خواندیم و هر كسی، مشفقانه و بی غرض، عیب و ایراد دیگری را می گرفت و دیگری بی غرور و تكبر با جان و دل می پذیرفت. در كوره راه تاریك و بی رهنمای این راه، دست هم را گرفته بودیم و ذره ذره پیش می رفتیم. هر كه می افتاد، همه به یاری اش می آمدند و هر كه راهی رهوارتر می یافت، همه را به سوی خود می خواند. چه زمانه زیبایی بود! زیباترین و پاكترین دوستان و یارانم، یادگار همان زمانند. 

خانم طاقدیس، این روزها كتابهای كودك و نوجوان در بعضی موارد با مشكلی مواجهند كه می توان آن را نبود ارتباط و هماهنگی كامل بین متن و تصویر نامید.به نظر شما، ارتباط تصویر و متن در كتاب كودك در بهترین حالت باید چگونه باشد؟
** هزار نكته باریكتر ازمو اینجاست! ادبیات و یا كتاب كودك یك شكل و یك حالت ندارد كه بتوانی یكی را از بین همه انتخاب كنی!در انواع گوناگون آن، انواع گوناگونی از تصویرگری كاربرد دارد. با این همه، تلفیق هنرمندانه زمانی اتفاق می افتد كه دو هنرمند «نویسنده» و «تصویرگر»، از نظر روحی و درونی به اشتراكهای میان خود پی ببرند و هر دو با هنرمندی، این اشتراكها را در هم تركیب كرده و اثر واحدی پدید بیاورند. 

شما كتابی دارید به نام «قدم یازدهم» كه كتاب سال هم شده است. از لحاظ متن، كتاب بسیار خوبی است، اما تصویر آن خیلی اروپایی شده است و اصلاً در نگاه اول، كتاب ترجمه به نظر می رسد. چرا این اتفاق افتاده است؟
** بهتر است پاسخ این سؤال را از ناشر كتاب بپرسید نه من !چون تصویرگری كتاب را ناشر انجام داده است 

بعضی می گویند داستانی كه فقط كودكان خوانندگان آن باشند، داستان خوبی نیست. با این نظر موافقید!
** معلوم نیست منظورشان چه بوده. كودك چه تقصیری دارد اگر بزرگسالی چنان از دنیای كودكی فاصله گرفته و در واقع كودك درونش چنان مرده كه دیگر كودكی و ادبیات كودك را درك نمی كند؟! به نظر من، اینجا هم یكی از جاهایی است كه بزرگسال عقیده و سلیقه خود را تحمیل می كند.
خیلی از آثاری كه بزرگسالان برای كودك می پسندند، برای كودكان نه قابل درك است و نه دوست داشتنی. حال شاید شاهكار هم به نظر بیاید!البته، فكر می كنم منظور ادبیات غیرخلاق و تكراری است، كه این تا حدودی درست است. ولی باید مراقب مورد اول باشیم! 

چرا ادبیات كودكان ایران نویسندگان بزرگی چون رولددال، موریس سنداك و... ندارد؟
** قبول ندارم كه ندارد. شما همه دنیا را بگردید و ببینید چند نویسنده برجسته كودك در تمام دنیا هست؟
تقسیم بندی كنید. درصدبندی كنید. ببینید چه درصدی از كل جهان سهم ایران می شود؟!
نویسنده و كلاً هنرمند خوب یك موجود استثنایی است، با یك استعداد فوق عادی. نویسندگی مثل مثلاً حرفه پزشكی نیست كه هر دانش آموز ساعی بتواند با گذراندن دوره ای در دانشگاه متخصص آن رشته شود. همانكه می بینید ما صدها هزار پزشك در كشور داریم، ولی نویسنده ها دو هزار نفر هم نمی شوند. نویسندگان كودك و نوجوان به سیصد نفر هم نمی رسند.
نویسنده گروه سنی خردسال كه شاید به اندازه انگشتهای دست یك آدم هم نشوند!ولی یك عامل مؤثر دیگر هم هست. قدر و ارزش واقعی هنر نویسندگی شناخته نشده است و برخورد كلی جامعه باعث می شود كه ما بسیاری از نویسندگان را از دست بدهیم و یا بسیاری از آثار خوب را. 

در ایران، نویسندگی هنوز حرفه نشده است. به نظر شما، به این موقعیت خواهیم رسید كه نویسنده ای فقط از راه نوشتن زندگی كند؟
** نویسندگان ما به سختی تلاش می كنند، این اتفاق بیفتد، ولی عواملی مثل موقعیت زمانی و مكانی، عدم شناخت جامعه و مسؤولان از اهمیت مسأله ازجمله موانع برخورد بر سر راه این مهم است؛ ولی امیدواریم روزی این اتفاق بیفتد. 

به عنوان آخرین سؤال، تعریف شما از نویسنده حرفه ای چیست؟
** حقیقتاً نمی دانم! شاید نویسنده ای را كه با احساس امنیت كامل از هر نظر (بخصوص مادی) بنویسد و یا نویسنده ای را كه در هر صورت بنویسد، بشود نویسنده حرفه ای خواند.اما شاید نویسنده ای كه واقع بینانه، این هنر را به عنوان حرفه دوم خود برگزیند و یا نویسنده ای كه بفهمد این شرایط، شرایط حرفه ای بودن نیست و آن را كنار بگذارد، از همه حرفه ای تر باشد! 



منبع : روزنامه قدس


خرید و فروش اجناس دست دوم - اتومبیل و خودروی دست دوم، ماشین دست دوم، کتاب دست دوم، و لوازم منزل دست دوم

خبرهای ایرانیان خارج از کشور - مشاغل ایرانیان خارج
« آگهی ها »
خدمات تحصیلی میر
خدمات تحصیلی - پذیرش دانشجویی و اطلاعات مفید برای دانشجویان ایرانی در مالزی
NazIran.com
وبگاه سرگرمی - کلیپ روز، آهنگ و ترانه های ایرانی، لطیفه، طالع بینی و غیره